الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
مقدمة 15
الغدير ( فارسي )
گردد زيرا سرشت و گوهرى در آن پايه ، راه نمىدهد كه سخن وى را باور داريم تا چه رسد كه بسى هم نادان و شهوت پرست بوده است و آن هم از حديثهاى دستخورده و دروغينش و برداشتهاى بىپا و ناساز وى با قرآن ، كه هر كدام از اينها به تنهائى بس است كه همهء گزارشهاى او را ناچيز و بىارزش نمايد . ( 1 ) چون و چراهائى را كه برخى از سرگذشت شناسان شيعى دربارهء پسر عباس روا داشتهاند نديده مىگيريم و مىرويم به سراغ پنجمين كس : عبد اللَّه پسر عمرو عاص نيز از ديدگاه كيش ما سخت نكوهيده است زيرا از كارگزاران و ياران معاويه بود و در رويداد صفين همراه با سپاه او به پيكار با على ( ع ) شتافت و پس از آن ، رهبر گمراه خويش را به ستم بر حسين ( ع ) برانگيخت و كوتاه سخن اين كه در دوروئى و نيرنگ بازى و دروغ بستن به پيامبر هيچ دست كمى از پدر سيهكارش نداشت و در اين كه نبايد به گفتار و گزارش وى ارج نهيم با سه تن ديگرى كه پيش از وى نام برديم همانند بود . ( 2 ) 5 - در ص 211 گزارشى خواهيد خواند كه امينى بر شيعى بودن يكى از بازگو گران آن انگشت نهاده و همين را نشانهء سستى آن و دست آويز ناشايستگىاش براى پذيرش شناخته با آن كه از چشم انداز ارزيابان ما اگر به جز اين باشد جاى سرزنش است و شيعيگرى يك گواه بايستى ما را در راستگو شمردن او پا برجاتر سازد نه بدگمانتر در پاسخ به اين گونه خرده گيرىها ما همانچه را پيشتر ياد آور شديم باز مىنويسيم كه چون روى سخن با سنيان و پشتوانهء امينى از نگاشتههاى ايشان بوده تار و پود روشنگرىها و گفتگوها را نيز از گزارشها و گفتههاى آنان در هم تابيده تا - به گونه اى كه منطقيان مىگويند - از شيوهء « جدل » سود جسته و
--> ( 1 ) بنگريد به « الغدير » ج 10 ص 1 تا 73 و نيز به همين جلد از برگردان پارسى ص 289 و 294 و « تنقيح المقال » ج 2 ص 201 ( 2 ) « بازرگان حديث » ص 145 و « تنقيح المقال » ج 2 ص 200 و 329